آفـریـنـش انـسـان

آفـریـنـش انـسـان

 

« و ما انسان را "از خاک کوره در گل و لایِ سیاهِ بد بویِ تعـفـن گرفته" آفریدیم».

یکی از مباحث مبحث مجاز در زبان عربی "گـفـتـن نـتـیجه کار بجای خود کار" است. مانند:

ـــ نان می پزم. بجای خمیر می پزم.

ـــ جام شـفـا نوشیدم. بجای جـام دوا نوشیدم.

ـــ سیب کاشتم. بجای درخت سیب یا تخم آنرا کاشتم.

ــــ ساعت 12 پرواز می کنم. بجایهواپیما پرواز می کند.

آیه مزبور نیز مانند جملات مزبور در چهارچوب مبحث مجاز گفـته شده. یعنی "آفرینش انسان" در آیه به معنی آفرینش خود انسان نیست. بلکه آفرینش چیز دیگری است که قرار بوده نتیجه آن آفرینش انسان بشود. پیش از این نیز در آیه 20 عنکبوت دیدیم که قرآن گفـت: بروید در زمین و ببینید خدا حیات را چگونه آغاز کرد:( قـُلْ سـیروُا فِی الاَرْضِ فـَانـْظـُروُا کَـیْـفَ بَـدَاَ الـْخـَلـْقَ).  و در آیه 54 فـرقان دیدیم که خدا "موجود بی ریش و پشمی"  را در آب آفرید (خـَلـَقَ مِـنَ الْـماءِ بَـشَراً).

و در این آیه، محل آغاز حیات و مواد آنرا را گفـته، که  از "خاک کوره (خاک آتشفشانی) و در مرداب و گِـل و لای لجن متعـفـن" بوده است. (یعنی چنین حیاتی تکامل یافـته و راه به پیدایش انسان برده است).

 

و در سوره سجده آیات 7 تا 9 نیز چنینمی خوانیم:

« الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الانـْسَانِ مِنْ طِینٍ ـــ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ ــ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالافْئِدَةَ قَلِیلاً مَا تَشْکُرُونَ ».

« آن خدائی که آفرینش هر چیزی را بهتر نمود و آفرینش انسان را در گِـل آغاز نمود ـــ مدت درازی بعد نسل وی را از چکیده ای از آب بی ارزشی قرار داد ــ مدت درازی بعد او را راست (قامت) نمود و از روح خود در او دمید. همینطور شنوائی و بینائیها و احساسات (اعصاب) برای شما درست کرد. افراد کمی از شما سپاسگذار هستند».

در این آیات می بینیم که انسان راست قامت کرده شده (یعنی در آغاز آفرینش خود راست قامت نبوده)، و پیش از راست قامت شدن نیز از طریق نطفه تولید مثل داشته، و راست قامت شدن وی نیز مدت زمان درازی پس از تولید مثل وی از طریق نطفه صورت گرفته،(چنانکه حرف ثـُمّ که برای بیان فاصله زمانی و زمان بلند مدت است بر آن دلالت دارد). دمیده شدن روح خدائی در وی بمعنی: دادن کارکرد و عملکرد خدائی به وی است. یعنی اندیشمند نمودن وی. (واژه روح از جمله به معنی: حرکت و کارکرد و عملکرد است).

 

/ 0 نظر / 69 بازدید